محمدرضا شجريان، آوازخوان مشهور ايراني، كه بعيد است تا به حال صدايش را نشنيده باشيد، اخيراً ضمن سفري كاري (!) به فرنگ، مصاحبه اي هم با تلويزيون صداي آمريكا انجام داده است كه سر و صداي زيادي در محافل سياسي سبز و غيرسبز به پا كرده است.
خودتان با يك جستجوي ساده ميتوانيد به انبوهي از اين نظرات و نقدها و تحليلها در اينترنت برسيد.
بنده عليالحساب كاري با وجهي سياسي اقدام استاد ندارم. چه اين كه به نظرم آدمي كه همه ي عمرش را آواز خوانده باشد به دنبال وجه نيست -كه اگر بود، مي رفت بازيگر ميشد!- چيزي كه به نظرم گفتني آمد، غفلت منتقدان اين مصاحبه از جملات خندهداري است كه گر چه رنگ و بوي سياسي يافته، اما نشان از يك بيسوادي عميق و درمان ناپذير در استاداعظم هفتادساله ي ما دارد. ايشان فرمودهاند:
«...با ممنوع کردن بانوان از خوانندگی، بخشی از موسیقی را حذف کردند، مگر می شود صدای سوپرانو در موسیقی نباشد؟ امیدوارم روزی به این نتیجه برسند صدای زنها باعث تحریک مردها نمی شود، چطور صدای مردها باعث تحریک زنها نمی شود!؟...»استادي كه تمامي ماه رمضانهاي زندگي بنده و شما، بلا استثناء، با نغمهي ربناي حضرتشان افطار شدهاست، حرمت استماع صداي نسوان را از چشم جمهوري اسلامي ميداند! به به! آفرين به اين همه سواد و علم و فهم در زمينهي تخصصي مورد نظر!
اين چگونه استاد با وجدان و فهيمي است كه در اين هفتاد سال، لاي رسالهي هيچ مرجع تقليد و مفتي و قاضي مسلمان شيعه يا سني را نگشوده و ندانسته كه اساساً نگاه اسلام به مقوله ي زن و هنر و ... بر چه منطقي استوار است و جواز حرمت يا حليت صدا، سوپرانو بودن يا نبودن و از اين دست تأملات متجددانه نيست؟!
جالب اين كه ادعاي خود را به استدلالي وزين مزين فرمودهاند و يك طرفه بودن اين حرمت را حجتي بر ناروايي آن دانستهاند!
اين استادِ با كمالِ موسيقي كه معلوم است مطالعات موشكافانهاي در فقه و اصول و كلام نيز داشتهاند، ظاهراً چيزي از شرايط حرمت غنا و طرب نشنيدهاند كه به اين راحتي حكم بر مجاز بودن استماع هر گونه صداي مردان بر زنان هم دادهاند!
اين رونمايي موفورالسرور از طرز تفكر، عمق معلومات و اعتقادات مذهبي استاداعظم را گرامي ميداريم.
ياعليش!
پ.ن:همين الان مصاحبهاي خواندم از مجيد انتظامي در حاشيهي كنسرت سمفوني مقاومت. جالب است كه ايشان هم با فاصلهي كمي از استاداعظم
چنين جملات جالبي را بيان كردهاند. نيست؟!
... مجيد انتظامی در ادامه گفت: البته مشکلات ریشه ای دیگری نیز بر سر راه موسیقی هست، مثل حضور خانم ها در این عرصه و محدودیت هایی که در بهره گیری از توانمندی های آنها وجود دارد، اینها موضوعاتی اساسی است که حتما باید درموردش صحبت بشود و به صورت ریشه ای موضوعات مربوط به حضور آنها -که به یقین 50 درصد موسیقی و هنرهای وابسته یا مرتبط به آن را تشکیل می دهدـ حل شود.به نظر من اگر اصولی با این موضوع برخورد شود خیلی از چیزهایی که در این بخش به عنوان خط قرمز و بعضا خطر مطرح شده قابل حل است...فكر كنم جناب انتظامي هم لازم است نگاهي ريشهاي به رسالهي مرجع محترم تقليدشان بياندازند.